پول

پول

به‌منظور درک محدودیت‌های تهاتر، تصور کنید شما صاحب یک باغ سیب در یک منطقه روستایی هستید که تردترین و شیرین‌ترین سیب‌ها را در کل یک ولایت تولید می‌کند. شما چنان سخت در باغ خود مشغول کار هستید که کفش‌هایتان پاره می‌شود. بنابراین درشکه خود را پر از سیب می‌کنید و به بازارچه پایین رودخانه می‌روید. همسایه‌ای به شما گفته که کفاشی در انتهای جنوبی بازارچه هست که برای وی یک جفت چکمه واقعاً محکم ساخته که پنج فصل دوام داشته است. شما مغازه این کفاش را پیدا می‌کنید و مقداری از سیب‌های خود را در ازای یک جفت کفش مورد نیازتان به او می‌دهید.

کفاش اندک درنگی می‌کند. او چه تعداد سیب را باید به ازای اجرت خود دریافت کند؟ او هر روز با ده‌ها مشتری روبرو می‌شود که تعدادی از آن‌ها با خود کیسه‌های سیب می‌آورند در حالی که بقیه افراد با خود، جو یا بز یا پارچه می‌آورند و کیفیت تمام آن‌ها باهم متفاوت است. حتی برخی دیگر از این مشتریان،‌ تخصص خود در زمینه دادخواهی از پادشاه یا درمان کمردرد را ارائه می‌کنند. آخرین مرتبه‌ای که این کفاش در ازای کفش، سیب دریافت کرده سه ماه پیش بوده است و آن زمان او طلب سه کیسه سیب کرده بود یا شاید هم چهار کیسه؟ اما اگر حالا کفاش، بهتر به آن زمان بیندیشد، به خاطر می‌آورد که آن‌ها به جای اینکه سیب‌های اعلای تپه‌ای باشند، سیب‌های ترش دره‌ای بودند. از سوی دیگر آن زمان، سیب‌ها در ازای کفش‌های کوچک زنانه ارائه شده بودند. این آقا اکنون خواستار چکمه‌های مردانه است. در کنار این‌ها در هفته‌های اخیر یک مریضی در گله‌های شهر شیوع پیدا کرده و پوست حیوانات در حال کمیاب‌تر شدن است. دباغان در ازای همان مقدار ثابت از چرم، خواهان دو برابر کفش آماده هستند. آیا این موضوع نباید مد نظر کفاش قرار گیرد؟

حتی اگر بتوانید حساب کنید چه تعداد سیب معادل با یک جفت کفش است، تهاتر همیشه امکان‌پذیر نیست. بالاخره، هر بده بستانی مستلزم این است که هر طرف خواستار کالای طرف مقابل باشد. اگر این کفاش علاقه‌ای به سیب نداشته باشد و یا اگر در حال حاضر چیزی که کفاش نیاز دارد،‌ یک طلاق باشد چطور؟ بله، شما می‌توانید به دنبال وکیلی باشید که علاقه‌مند به سیب بوده و یک معادله سه‌جانبه را برقرار کنید. اما اگر این وکیل به‌اندازه کافی سیب داشته باشد و واقعاً نیازمند اصلاح سر باشد چطور؟

بعضی جوامع سعی کرده‌اند این مشکل را با راه‌اندازی یک نظام تهاتر مرکزی تجمیع محصولات از عمل آورندگان و تولیدکنندگان متخصص و توزیع آن‌ها بین افرادی که به آن‌ها نیاز دارند،‌ حل کنند. بزرگ‌ترین و مشهورترین آزمایش این‌چنینی در اتحادیه شوروی انجام و به شکلی نکبت‌بار شکست خورد. این عبارت که «همه بر اساس توانایی‌های خود کار و بر مبنای نیازهای خود دریافت می‌کنند» در عمل به این عبارت تبدیل شد که «همه تا کمترین حد ممکن کار کرده و تا آنجا که بتوانند دریافت می‌کنند.» در مواقع دیگر، تدابیر ملایم‌تر و موفق‌تری اتخاذ شد. مثلاً در امپراتوری اینکا. با این حال، اغلب جوامع روش ساده‌تری برای متصل کردن تعداد زیادی از متخصصان پیدا کردند. آن‌ها «پول» را اختراع کردند.

این متن مربوط به بخشی از کتاب «پول» نوشته: یووال نوح هراری و ترجمه: محمدرضا فرهادی پور بود. پیشنهاد می‌کنم حتماً این کتاب را مطالعه فرمایید.

با خواندن این کتاب، به نظر من شاید دیگر آن قداستی که در اعماق ذهنتان برای پول قائل هستید مورد چالش قرار گیرد. فایده این کار این است که دیگر خودتان را برای داشتنش نالایق نمی پندارید چراکه وقتی برای چیزی بیشتر از حد و اندازه اش ارزش و تقدس در نظر می گیرید برایتان دور از دسترس میشود. البته همه این فرآیند، در ضمیر ناخودآگاه آدم شکل می گیرد و خیلی معلوم و آشکار نیست.

آدم شکل می گیرد و خیلی معلوم و آشکار نیست.

درباره نویسنده: صالح عزیزجهان

صالح عزیزجهان
من صالح عزیزجهان، از تابستان سال ۱۳۸۸ به‌طور حرفه‌ای یادگیری اصول سرمایه‌گذاری و تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی رو به‌صورت خودآموز آغاز کردم و تا امروز در حال مطالعه این علم هستم. همیشه دلم میخواد چیزی رو که به نظرم درسته با دیگران هم در میون بذارم. برای ارتباط با من و یا مشاوره و پرسش و پاسخ، اطلاعات خود را در بخش «تماس با ما» ثبت کنید تا با شما تماس گرفته شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *